پژوهشكده تحقيقات اسلامى
66
تاريخ انبياء ( فارسي )
امامت ابراهيم ( ع ) با موفقيت حضرت ابراهيم ( ع ) و نيز فرزندش اسماعيل ( ع ) در اين آزمون بزرگ و آزمونهاى ديگر ، او صلاحيت يافت كه به مقام « امامت » برسد . خداوند مىفرمايد : وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . ( بقره : 124 ) هنگامى كه خداوند ابراهيم را به امورى آزمود و او همه را انجام داد [ و موفق شد ، خداوند ] فرمود : من تو را امام مردم قرار دادم . عرض كرد : آيا اين منصب را به فرزندان من هم عطا خواهى كرد ؟ فرمود : عهد من [ امامت ] به ستمكاران نمىرسد . بدين ترتيب حضرت ابراهيم ( ع ) پس از پيمودن مراحل رشد و تكامل يكى پس از ديگرى ، در اواخر عمر به مقام امامت نايل شد . امام باقر ( ع ) در اين باره فرمود : خداوند حضرت ابراهيم ( ع ) را به بندگى خويش گرفت پيش از آنكه او را به نبوت برگزيند و او را نبىّ قرارداد قبل از آنكه رسول قرار دهد و او را رسول قرار داد پيش از آنكه خليل خود گرداند و وى را خليل خود گردانيد پيش از آنكه او را به امامت برگزيند . وقتى همهء ويژگيها ( ى ياد شده ) در او جمع شد خداوند فرمود : « انى جاعلك للناس اماماً ؛ من تو را براى مردم امام قرار دادم » . « 1 » بنابراين ، مقام « امامت » بالاتر از مقام « رسالت » است . گاه اين دو مقام در يك فرد جمع مىشوند . در تاريخ ، افرادى هم پيامبر بودند و هم امام ؛ مانند انبياى اولوا العزم . گروه ديگرى از پيامبران بزرگ الهى تنها پيامبر بودند ، بدون اينكه امام باشند و افرادى هم فقط امام بودند ، بدون اينكه مقام نبوت را داشته باشند ؛ مانند ائمه معصومين ( ع ) . همچنين از آيه شريفهاى كه ذكر شد ، روشن مىشود كه امام سابقهء كفر و شرك ندارد ؛ زيرا خداى سبحان در پاسخ ابراهيم خليل كه پرسيد : « آيا مقام امامت به فرزندان من نيز عطا خواهد شد ؟ » فرمود : لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . عهد [ امامت ] من به ستمكاران نخواهد رسيد .
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 329 ، اسلاميه .